بیوگرافی آنلاین
  • مصاحبه خواندنی با الهام حمیدی

    مجموعه : بیوگرافی بازیگران زن ایرانی

    بانویی که همیشه در نقشهایش، مظلوم دیده شده است.
    گفتگوی خواندنی با الهام حمیدی بازیگر سینما و تلویزیون

    خانم حمیدی شما چطور شد که وارد فضای بازیگری شدید؟

    من ورودم به عرصه بازیگری صرفا به خاطر علاقه بود. در رشته حسابداری درس خواندم اما به بازیگری بیشتر علاقه داشتم و همین دلیلی شد تا از طریق کلاس های آزاد بازیگری وارد شوم. از کلاس اول دبستان تئاتر کار می کردم و اولین جایزه ام را در هفت سالگی در سطح منطقه گرفتم. من در نوجوانی و جوانی مخاطب جدی فیلم و سینما بودم و فیلم های هندی را می دیدم. تمام بازگیرانش را به اسم می شناختم و سینمای بالیوود را دنبال می کردم. کلاس آزاد بازیگری رفتم که بیشتر استادانش تئاتری بودند و نخستین کاری که انجام دادم، سریال «معجزه ازدواج» به کارگردانی آقای علیرضا خمسه برای نوروز بود.
    شما از سینما وارد تلویزیون شدید یا برعکس؟

    سه چهار سال بود کار می کردم اما شناخته شده نبودم و همچنان تجربه می کردم.در چند کار سینمایی نقش کوتاه بازی کرده بودم از جمله «تیک» برای آقای اسماعیل فلاح پور که در آن با ابوالفضل پورعرب همبازی بودم. کاری که با آن شناخته شدم، سریال «مسافری از هند» بود و بعد از آن نوبت به «خیلی دور، خیلی نزدیک» رسید.

    فیلم آقای میرکریمی یک نقطه شروع خوب بود برای شما که در جشنواره فیلم فجر و جشن خانه سینما دیده و تحسین شد. این تجربه چطور اتفاق افتاد و بعد از آن چه شد؟

    یادم هست آقای میرکریمی آگهی کرده بود در روزنامه برای پیداکردن کسی که پرستاری بداند یا دانشجوی پزشکی باشد و مسلط به گویش مشهدی. با اینکه قبلا در سینما و تلویزیون بازی کرده بودم، رفتم و تست دادم. البته نظر ایشان بیشتر این بود که نمی خواستند بازیگر آن نقش چهره باشد و دنبال یک بازیگر بومی می گشتند. فیلم دو شخصیت اصلی و تاثیرگذار داشت؛ دکتر جوان خراسانی و پزشکی که آقای مسعود رایگان نقش آن را بازی کرد. قهرمان داستان با ماجراهایی برخورد می کرد که کم کم به خودشناسی و خداشناسی می رسید و دختر جوان حکم یک فرشته را برای دکتر داشت. خود آقای میرکریمی تحلیلش این بود که خدا فرشته ای سر راهش قرار می دهد تا به یکسری چیزها برسد.

     

     

    گفتگوی خواندنی با الهام حمیدی بازیگر سینما و تلویزیون
     
     
    «مسافری از هند» در تلویزیون و «خیلی دور، خیلی نزدیک» در سنیما بسیار موفق بودند بعدش چه اتفاقی افتاد؟ انبوه نقش های مشابه بود و شما قبول نمی کردید یا چه؟

    من در سینما برای نقش نسرین تحسین شدم؛ نامزدی جشنواره فیلم فجر و جشن خانه سینما. با اینکه خیلی ها معتقد بودند نقش شایسته دریافت جایزه است اما چون فیلم چند سیمرغ گرفت از جمله در بخش بهترین بازیگر مرد برای آقای رایگان، نقش زن مکمل را به من ندادند. خیلی ناراحت شده بودم و برایم مهم بود در نخستین کار جدی کارنامه ام در سینما جایزه بگیرم. البته سال بعد تندیس خانه سینما را گرفتم.

     
    بعد از آن من کمی وسواس پیدا کردم در انتخاب نقش واقعا زحمت کشیدم و بعد از چند سال جایزه گرفتم. البته الان داریم کسانی که با اولین نقش خودشان در سینما سیمرغ می گیرند! نمی خواستم زحمت هایم با یک انتخاب اشتباه زیر سوال برود و دوباره برگردم سر خانه اول. به همین دلیل یک سال کار نکردم و صبر کردم. پیشنهاد بود اما معمولی. مثل الان نبود که می بینی کسی سیمرغ می گیرد و فردا تمام سینما از آن خانم یا آقا پر می شود.
     
    بعد از جایزه کم کارتر هم شدم. سیمرغی را هم که چند سال پیش گرفتم برای «گهواره ای برای مادر»، به من وفا نکرد. یادم هست آن موقع «میم مثل مادر» و جالب اینکه بازیگر اصلی آن فیلم گزینه بازی در «زیر تیغ» بود. در نهایت برعکس شد؛ من رفتم سر سریال آقای هنرمند و ایشان هم فیلم مرحوم رسول ملاقلی پور را بازی کرد.

    گفتگوی خواندنی با الهام حمیدی بازیگر سینما و تلویزیون
    به گذشته برگردیم. بعد از «زیر تیغ» که از سریال های موفق تلویزیون بود، سراغ چه کاری رفتید؟

    بعد از آن چند کار سینمایی کردم و می خواستم ساختارشکنی کنم و از قالب همیشگی ام بیرون بیایم. براییک نقش طنز رفتم سراغ «دلداده» که بسیار موفق بود و «سه درجه تب». می خواستم از آن حالت دختر مثبت دربیایم که تا حدودی شد. روی هم رفته دوباره در تلویزیون کارهایی کردم که «زیر تیغ» را زیر سوال نبرد.
    مثل «یوسف پیامبر» که با زنده یاد فرج الله سلحشور همکاری کردید.

    بله. نقش زن پیامبر بود. من کلا داستان حضرت یوسف را دوست داشتم. وقتی گفتند قرار است نقش همسر یوسف را ایفاکنم، تعجب کردم و پرسیدم مگر ایشان ازدواج کرده بود؟ نمی دانستم واقعا. خود آقای سلحشور نقش همسر حاکم مصر را هم پیشنهاد کرد؛ نقشی که در نهایت به لیلا بلوکات رسید اما رساتش من خودم زیاد خوشم نیامد. حس کردم نقش زن یوسف فراز و رود دارد و برای خود من جذاب تر بود و البته برای هر بازیگری که فیلمنامه را می خواند.

    فضای کار کاملا متفاوت و جذاب بود. لباس، گریم، داستان عشقی قرآنی که همه ما دوست داشتیم ببینیم چه می شود. همیشه فکر می کردم داستان حضرت یوسف فقط عشق یوسف و زلیخا بوده و برای خود من هم تماشای آن جذاب بود. سریال «شهریار» را هم با کمال تبریزی کار کردم.

     

    گفتگوی خواندنی با الهام حمیدی بازیگر سینما و تلویزیون
    و حالا خوب یا بد، معمولا شما گزینه نخست بازی در چنین نقش هایی هستید.

    بله. البته من زمانی که نیاز داشتم کسی بلندم کند، این اتفاق نیفتاد. اگر کاری کرده و دیده شده ام بدون هیچگونه پارتی بازی و حمایت بوده است. من عضو هیچ گروه و دسته و باندی نیستم و شاید اگر این روابط و پشت پرده های امروزی آن زمان وجود داشت، شاید من الان در این شرایط نبودم. به همین افتخار می کنم که با تلاش و کار خودم شدم «الهام حمیدی». وقتی در بخش بین الملل فیلم فجر برای «گهواره ای برای مادر» سیمرغ بلورین گرفته اند. من در بخش ملی هم نامزد بودم و جایزه نگرفتم.

    «شهریار» و «مختارنامه» را هم کار کردید که از کارهای ماندگار تلویزیون است.

    داستان «شهریار» جالب بود. روزی که رفتم با آقای کمال تبریزی حرف زدم، به من گفت این کار مردانه است. یعنی زنان نقش های کوتاهی دارند. نقش است به نام لاله که با وجود کم بودن حجم، بسیار مهم و تاثیرگذار است. وقتی رفتیم در دل کار، اینقدر که شخصیت دوست داشتنی و قنشگ بود، آقای تبریزی اضافه کرد
    به صحنه های لاله که حتی عشق اصلی شهریار یعنی ثریا هم دیده نشد. نقش خیلی شیرین درآمده بود. به دلیل اینکه خود آقای تبریزی هم حس کرد جا دارد کمی پرورش بدهد شخصیت لاله را، نقش پررنگ تر شد. یک دختر فوق العاده ساده، سادگی نزدیک به شیرینی که خیلی عاشق است. عشق یک طرفه به شهریار.

    آقای تبریزی همان موقع گفت «اگر می شود نقش زن شهریار را هم خودت بازی کن. گریمت را تغییر می دهیم.» من البته رفته بودم سر پروژه «زیر تیغ» و صبا کمالی آن را بازی کرد. اگر دقت کنید من فقط در فلاش بک ها از چشم شهریار دیده می شوم.

    نکته مهم این است که شما همیشه گزینه کارگردان ها و پروژه های مهم بوده اید. «مختارنامه» برایم از این نظر جالب شد که شیرین تنها زن ایرانی آن سریال بود. با گریمی کاملا متفاوت که زن کیان، دست راست مختار و یک ایرانی دلیر بود. نوع شهیدشدن او و فرزندش برای خود من جذاب بود و می دانستم کاملا تاثیرگذار خواهدبود. «مختارنامه» هم سریالی مردانه بود و تجربه کارکردن با آقای داود میرباقری را هم گرانبها و بی نظیر می دانم.اصلا به قدری زیبا دیالوگ می نوشت که حد ندارد. ما چیزی به نام دیالوگ و فیلمنامه نداشتیم و صبح به صبح که سر صحنه می رفتیم، برگه ها را به ما می دادند تا دیالوگ ها را حفظ کنیم. با اینکه کار تاریخی بود و متن ها فوق العاده ثقیل و سنگین مثل شعر وزن داشت، همان موقع می نوشت و برای من عجیب بود که چطور حضور ذهن دارد و این دیالوگ های زیبا را می نویسد. من خودم دوست دارم در کارهای طنز ایشان بازی کنم. وقتی یکی دو تا کار انجام دادند در شبکه نمایش خانگی، خیلی دوست داشتم که قسمت نشد.

     
    با محمدرضا ورزی هم در سریال «تبریز در مه» همکاری کردید.

    نقش خودم را خیلی دوست داشتم. طاووس یکی از سوگلی های فتحعلی شاه بود که خیلی دوستش داشت و تخت طاووس را هم برای او ساخته بود. از آنجا که از همکاری با آقای ورزی و علی لدنی، کارگردان و تهیه کننده سریال، خاطره خوش ندارم، ترجیح می دهم درباره آن صحبت نکنم.
    گفتگوی خواندنی با الهام حمیدی بازیگر سینما و تلویزیون
    «همه چیز آنجاست» با اینکه در کارنامه شما کاری ویژه نیست اما در نوع خودش بسیار پربیننده و محبوب بود.

    در دورانی که خیلی ها بیکار بودند، ار خوب ساخته نمی شد و من کارها را رد می کردم، نوبت رسید به «همه چیز آنجاست». راستش داستان من را جذب کرد. به مشکلات مردم عادی پرداخته بود که همه ما با آنها دست و پنجه نرم می کنیم. مسائل مالی، مشکلات زوج های جوان، دختران جوان که با مدیران میانسال شرکت ها طرح دوستی می ریزند، مسائلی را عنوان می کرد که وقتی می خواندم، با خودم می گفتم اجازه می دهند اینها مطرح می شود؟برای کار در آثار آقای شهرام شاه حسینی چند بار پیشنهاد داشتم که قسمت نشده بود. تعریف شنیده بودم که خوش ذوق است و اخلاق خیلی خوبی دارد و همچنین آقای داود هاشمی که جزو تهیه کننده های درجه یک است. من هشت ماه کار کردم و چک هایم یک روز عقب نیفتاد. این جزو اتفاق های خیلی نادر است که تهیه کننده اینقدر خوش حساب باشد. ناراضی نیستم از اینکه سریال را کار کردم. سریال شاید آنقدر فاخر نبود اما در دوره خودش، بازار سریال های ماهواره ای را کساد کرد. برای من نقطه عطف و خوشحال کننده بود.نقش شما در این سریال خیلی خیلی مثبت بود؛ زنی که با همه چیز کنار می آید!اوایل با مادرشوهرش مشکل داشت و از زمانی که رفت پیش پدربزرگ، زندگی شیرین تر شد. آن اوایل که مثلا با خانم مهین ترابی دعوا کردم و از خانه آنها بیرون رفتم، مردم که من را می دیدند، سرزنش می کردند که چرا چنین کرده ام. می گفتند حیف شما نیست دختر به این خانمی! من هم می گفتم شما صبر کنید درست می شود. نمی دانم چرا همه از من توقع دارند قدیس باشم!چند کار مشترک با شهاب حسینی داشتید از جمله «محیا».

    آن سال واقعا به من کم لطفی شد. هر کس آن فیلم را می دید، می گفت حتما نامزد می شوم. من برای آن نقش خیلی زحمت کشیدم. ولی آن سال فکر کنید حتی نامزد هم نشدم و با خودم گفتم یعنی حتی لایق اینکه در میان نامزدها باشم هم نبودم. کارکردن در فضای غسالخانه و بهشت زهرا بسیار سخت بود. حتی پس از پایان کار تا یک ماه نمی توانستم لب به غذا بزنم؛ آنقدر که چیزهای عجیب و غریب دیدم. متاسفانه در حرفه ما، بخت و اقبال خیلی می تواند موثر باشد و آن سال با وجود بازی در «محیا» بخت یار من نشد.

     
     

    گفتگوی خواندنی با الهام حمیدی بازیگر سینما و تلویزیون
    مافیای تولید داریم یا بازیگری؟

    در خیلی جاها مافیا داریم از جمله سینما. الان من خیلی ها را می شناسم که مجانی بدون گرفتن پول می روند بازی می کنند؛ تنها برای اینکه دیده شوند و فراموش نشوند. گروهی هم هستند که پول می برند و بازی می کنند. اینها به راحتی ریشه دیگران را می زنند. بدترین دوره ای که من پس از 16 سال کار حرفه ای با آن رو به رو شدم، الان است.خیلی حرف ها درباره یکی از بازیگران سینما زده می شود که من قبول ندارم. من با این آقا، «دنیا» را کار کردم، «سه درجه تب» و «تبریز در مه» را کار کردم و هیچ باندبازی ندیدم اما به جرات می توانم می گویم الان داریم و بدترش را هم داریم.

     
    چرا در مقایسه با سایر همکاران تان چندان علاقه ای به حضور در محافل خبری ندارید؟

    راستش را بخواهید زیاد اهل این چیزها نبودم و نیست. در این سال ها فقط یک بار به برنامه «دورهمی رفتم». آقای مهران مدیری پرسید ازدواج کرده ای؟ گفتم مجردم. آنقدر بی احترامی و بد و بیراه نثارم کردند که برایم غیرقابل باور بود. اصلا چه لزومی دارد من در یک رسانه عمومی از مسائل شخصی خودم حرف بزنم.؟ بعد هم در فضای مجازی اعلام کردم که دوست ندارم یکسری مسائل خصوصی را در تلویزیون اعلام کنم.شما سفیر مهربانی خیریه روشنای امید هستید که این خیریه منتسب به همسران مسئولان است. این مجموعه در چه زمینه هایی فعالیت می کند؟بله. تقریبا از دو سال پیش با همکار دیگرم پوریا پورسرخ به عنوان سفیر مبارزه با دخانیات این خیریه همکاری داریم اما باید بگویم ما از ابتدا نمی دانستیم همسران مسئولان در راس هیئت مدیره این خیریه هستند و برایم جالب است که این خانم ها اینقدر مهربان و دلسوز عاشق امور خیر و پیگیر امور بچه ها و مشکلات هستند.این خیریه بیشتر در مسیر خروجی بچه های بهزیستی تمرکز دارد؛ درست جایی که بچه های کار شکل می گیرند و در سنین حساس وارد جامعه می شوند بدون حامی، مکان و کار… من حتی خیلی از وزرا و حتی عناوین و موضوع شغلی آنها را هم نمی شناسم چه برسد به خانم های آنها اما الحق همچون فرشته برای این خیریه و بچه ها زحمت می شکند. بین مدیران خیریه روشنای امید، خانم هایی هستند که با وجود سمت و شخصیت های بالای همسرانشان و خودشان، بی ریا و عاشقانه و دلسوزانه برای خیریه و بچه های خیریه مادری می کنند و این دلسوزی من را به این خیریه وابسته تر کرده است.

    گفتگوی خواندنی با الهام حمیدی بازیگر سینما و تلویزیون

    رابطه تان با اهل هنر، ورزش و سیاست چگونه است؟

    بله. آشنایی و ارتیاطی با آقای دایی و همسر ایشان دارم و فکر می کنم همسر علی دایی همان طور که نام دایی بزرگ است، لیاقت این نام بزرگ را دارد و علاوه بر انجام امور خیر، بانویی بسیار مهربان و هنرمند است. در فعالیت های خیریه و ارتباط های دوستانه از طرق دیگر با چند چهره ورزشی و هنری ارتباط دارم. نیوشا ضیغمی، شیلا خداداد، مجید و نیکی مظفری، پوریا پورسرخ و بهنوش طباطبایی جزو دوستان خوبم در حوزه هنر هستند.

    اهل سیاست نیستم اما چون سیاست و مسائل سیاسی بر اقتصاد و فرهنگ کشور و مردم تاثیرگذار است، برایم مهم است. در انتخابات همیشه شرکت کردم و در آخرین انتخابات گذشته هم سعی کردم تصمیمی بگیریم که به نفع مردم کشورم باشد و مسائل سیاسی را خیلی پیگیر نیستم و آنچه برایم مهم است اینکه کشورم در حوزه داخلی و خارجی سربلند و موفق باشد.

     

     

  • تازه ترین ها
  • پربیننده های هفته
  • پربیننده های ماه